زندگی یک مهاجر در استرالیا بعد از 7 ماه! (1)
سلام......باورم نمیشه از آخرین پستی که نوشتم پنج ماه میگذره ! اینجا زمان فوق العاده زود سپری میشه،این رو همه مهاجرین استرالیا میگن تنها من نمیگم ، معمولا آدم وقتی جایی بهش خوش میگذره زمان خیلی زود میگذره ولی اینجا چه خوش بگذره چه بد باز هم زمان زود میگذره من این رو در هر دو حالت تجربه کردم حالا چه دلیلی داره......الله اعلم
جای شما خالی تا حالا که شکر خدا خوب بوده ، من از کاری که کردم راضی و خوشحال هستم.....این رو پنج ماه پیش نمیتونستم بگم چون شروع یک زندگی جدید در یک مملکت جدید کار آسونی نیست اگر با فکر و برنامه کار ها رو جلو نبرید خسته میشید و ممکنه مثل خیلیها دلزده و دست از پا درازتر برگردید به همون جایی که بودید! ولی اگر یکم تحمل کنید و تو مایه های هومسیک نرید زندگی روز به روز براتون شیرین تر میشه و میتونید احساساتی رو اینجا تجربه کنید که هیچوقت تو ایران نمیتونید تجربه کنید.
لازمه احساس خوب داشتن تو استرالیا داشتن کار هست و لازمه کار هم دونستن زبان. اینجا کار داشته باشیدحتی یک کار معمولی هر رویایی تو زندگیتون دارید دیگه رویا نیست اینجا اصلا رویا معنا نداره کافی فقط اراده کنید چیزی رو داشته باشید و یا چیزی رو تجربه کنید، هیچ مانعی جلوی راه نیست .......(رویا اندازه قدتون البته
)...یادش بخیر تو ایران هرچی(خیلی ببخشید)سگ دو میزنی باز سر جای اولت هستی اکثریت مردم برای داشتن ابتدایی ترین نیازهای زندگی صبح تا شب هفت روز هفته کار میکنند باز خرجشون بیشتر از دخلشون هست و گرفتاری پشت گرفتاری.....وام پشت وام ......تا آخر عمر خیلی هنر کنند یک خونه میخرند که اونهم میرسه به وارث!
نمیدونم چی بگم و از کجا بگم که کلی مطلب هست دلم میخواد اینجا بنویسم .دلم میخواد برای همه ایرانیها کارت دعوت بفرستم و دعوتشون کنم به اینجا برای یک زندگی آزاد ، برای داشتن یک زندگی خوب و با صفا ، برای لذت بردن از طبیعت توصیف ناپذیر اینجا که هرچی بگم کم گفتم.
اینجا این احساس رو داری که تو دنیا آدم حساب میشی و شمرده میشی ولی تو ایران نه!
تو پست بعدی بیشتر مینویسم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 17:48 توسط رضا
|